پل اعتماد: تلاشهای یک مبلغ متعهد برای حفاظت از اطفال

کابل، افغانستان (۱۴ اسد ۱۴۰۴) – سمسور رحیمی که در دستانش کتابچهٔ یادداشت و برگههای آگاهیدهی دارد، هر روز در ازدحام کوچههای قلعهزمانخانِ کابل با مردم رودررو صحبت میکند.
او که لبخند بر لب دارد و در رفتارش احترام کامل نمایان است، جلب اعتماد مردم را در اولویت قرار داده است.
رحیمی یک مبلغ متعهد کمپاینهای واکسین پولیو است که در میان شک و تردیدها، نخست به نگرانیهای مردم گوش میدهد و سپس با زبان ساده و محترمانه، در مورد خطرهای مرض پولیو و مصونیت واکسین پاسخهای روشن ارائه میکند.
او با حمایت علمای دین و بزرگان، ابرهای تردید را کنار میزند و آگاهی خانوادهها را بلند میبرد.
طفولیت و انگیزه
رحیمی در یکی از مناطق ولایت ننگرهار بزرگ شده که در آنجا امکانات زندگی اندک بود.
او هنوز صحنههای دوران طفولیتش را به یاد دارد؛ زمانی که شماری از همسالانش بهخاطر مرض پولیو از میدان بازی باز ماندند و با رنج فلج دایمی روبهرو شدند. همان تجربهها مسیر زندگی او را تعیین کرد.
رحیمی میگوید: «در طفولیت دیدم که بسیاری از همسالانم بهخاطر مرض پولیو فلج شدند. آن وقت نمیفهمیدیم این مرض تا چه اندازه خطرناک است و چند قطره واکسین چقدر ارزش دارد.»
به باور او، مسئولیت صحت هر طفل از خانه و قریه آغاز میشود و همین واقعیت همیشه او را تشویق کرده است تا برای آگاهی مردم راههای تازه پیدا کند.
رحیمی یک مبلغ متعهد کمپاینهای واکسین پولیو است که با زبان ساده و محترمانه دربارهٔ خطرهای مرض پولیو و مصونیت واکسین به مردم آگاهی میدهد © افغانستان عاری از پولیو / ۱۴۰۴ هـ ش
از ترس تا باور – قدرت صداهای مشترک
اخیراً رحیمی در جریان وظیفهاش به یکی از نواحی مربوط قلعهزمانخان رفت؛ جایی که شک و تردید بر حقیقت واکسین سایه انداخته بود. بعضی واکسین را «توطئه بیگانه» میپنداشتند و برخی دیگر باور داشتند که صحت اطفال را زیانمند میسازد.
رحیمی از پیش با علمای دین، بزرگان قومی و جوانان محل رابطه گرفته بود و در همان روز، جلسهای به ریاست حاجی جانان – بزرگ قریه – برگزار شد.
او آشکارا گفت: «من پدر طفلی هستم که بهخاطر پولیو فلج شده است. این حادثه دردناک به من فهماند که واکسین چقدر ارزش دارد. بیایید همه با هم برای صحت اطفال خود توجه جدی کنیم؛ در حقیقت این واکسین آینده آنان را نجات میدهد.»
بعد از او، امام مسجد مولوی حبیب گفت: «اسلام بر ما فرض کرده که از خود و اولاد خویش حفاظت کنیم. واکسین پولیو نه حرام است و نه مشکوک. در دین، وقایه و احتیاط پیش از علاج ارزش خاص دارد.»
نتیجه همین صداهای مشترک و روشن این شد که در آن منطقه از تیرگی شک و تردید کاسته شد.
مادری که زیر تأثیر معلومات نادرست قرار گرفته بود، گفت: «قبلاً فکر میکردم واکسین پولیو ضرر دارد، اما حالا دانستم که این یک وسیله پر خیر است و میتوانیم صحت اطفال عزیز خود را با آن حفظ کنیم.»
رحیمی با تعهد کامل به این تلاشها ادامه میدهد و بارها از سوی وزارت صحت عامه و نهادهای همکار ستایش شده است.
اما برای او بزرگترین جایزه همان لحظهای است که میبیند مادری یا پدری، در نتیجه کوششهایش، با علاقه برای واکسین نمودن اطفالشان گام برمیدارند.
رحیمی هنگام اجرای وظیفه © افغانستان عاری از پولیو / ۱۴۰۴ هـ ش
امید به فردا – «فقط دو قطره میتواند آینده را تغییر دهد»
رحیمی باور دارد که جلوگیری از مرض پولیو تنها وظیفه تیمهای صحی نیست، بلکه مسئولیت مشترک جامعه است: «اگر ما همه – بهویژه مادران و پدران – تحت تأثیر معلومات نادرست قرار نگیریم و اطفال خود را بهگونه منظم واکسین کنیم، آن روز دور نیست که افغانستان کشورِ بدون پولیو باشد.»
دعوت به عمل
تلاشهای رحیمی نشان میدهد که اعتماد از راه گوش دادن، منطق و احترام ساخته میشود. هر کس میتواند بخشی از این تغییر باشد—مادر، پدر، امام، معلم، بزرگ قومی یا جوان. یک تصمیم کوچک در سطح خانواده میتواند گامی بزرگ برای کل جامعه باشد.
وقتی سمسور در پایان روز به کتابچه یادداشتهایش نگاه میکند، لبخندها و شادی اطفال در ذهنش تداعی میشود و تمام خستگیاش از بین میرود.
این است معنای کار او: روشن ساختن ذهنها و حفاظت از آینده اطفال.

