مبارزه با پولیو در درههای دولتشاه؛ تلاشهای ۱۳ ساله حمید

لغمان، افغانستان (۲۶ حمل ۱۴۰۵) – ساعت پنج صبح است. هنوز خورشید از پشت کوههای بلند ولسوالی دولتشاه ولایت لغمان طلوع نکرده، اما حمید ۲۷ ساله از قبل وسایلش را آماده کرده و بهسوی منطقه «خواجه خندو نویا» در حرکت است.
در اینجا، طبیعت در کنار تمام زیباییاش، یک آزمون دشوار نیز هست. راهها پیچیده و فاصله میان قریهها طولانی است؛ مسیری که نیاز به ساعتها پیادهروی دارد.
حمید که با هر وجب این منطقه آشناست، در حالی که نفسنفس میزند، میگوید: «وقتی فکر میکنم این مسیر میتواند از فلج شدن یک طفل جلوگیری کند، دیگر خستگی را احساس نمیکنم.»
بیش از یک دهه تجربه
حمید تنها یک کارمند نیست؛ او بخشی از تاریخ صحی ولسوالی دولتشاه به شمار میرود.
او ۱۳ سال پیش، زمانی که تازه قدم به جوانی گذاشته بود، این کار را آغاز کرد. چهار سال بهعنوان رضاکار در کمپاینهای واکسین پولیو فعالیت کرد و در هر شرایطی واکسین را به اطفال منطقه رساند.
امروز، او بهعنوان سوپروایزر، رهبری بخش دوم و کلستر هشتم را بر عهده دارد و پشت سرش تجربهای طولانی از کار میدانی قرار دارد.
او در یادآوری روزهای نخست میگوید: «من هنوز نوجوان بودم که معنای یک فاجعه اجتماعی را درک کردم؛ فاجعهای که ویروس پولیو ایجاد میکند. وقتی نشانههای ناتوانی را در وجود اطفال قریهام دیدم، فهمیدم غفلت چه بهای سنگینی دارد. با خود گفتم از این پس سلامتی اطفال باید اولویت من باشد. امروز اینجا هستم تا نگذارم هیچ طفل دیگری بیحسی اندامهایش را بهدلیل پولیو تجربه کند.»
روند واکسین در ساحه ادامه دارد؛ تیمها همزمان به ثبت اطفال و تکمیل پوشش توجه میکنند.© افغانستان عاری از پولیو / ۱۴۰۵
نقش سوپروایزر؛ از نظارت تا حمایت
وظیفه حمید نشستن در دفتر نیست؛ او در هر کمپاین واکسین پولیو بهعنوان یک راهنما در میدان حضور دارد.
مسئولیت او از قریه دَموُر نویا تا دره هرویش یک امتداد مییابد.
او باید اطمینان حاصل کند که دمای واکسین در حد مناسب است، تیمها بهموقع به ساحه رسیدهاند و مهمتر از همه، واکسین به هر طفل رسیده است.
حمید میگوید: «بهعنوان سوپروایزر، کار من فقط پر کردن راپور نیست. میخواهم در کنار تیمها در ساحه باشم. وقتی یک داوطلب خسته میشود یا با خانوادهای مواجه میشود که واکسین را نمیپذیرد، من حاضر میشوم تا کمک کنم. ما همه بهعنوان یک تیم کار میکنیم.»
مبارزه با باورهای نادرست؛ پیروزی صبر و استدلال
در مناطقی که سطح آگاهی پایین است، شایعات و معلومات نادرست درباره واکسین، مانند یک دیوار در برابر کارمندان صحی قرار میگیرد.
حمید بارها با چنین مواردی روبهرو شده است.
او داستانی را چنین روایت میکند: «روزی با خانوادهای مواجه شدیم که بهدلیل یک شایعه نادرست از واکسین کردن طفلشان خودداری میکردند. فکر میکردند واکسین به آینده طفل آسیب میزند. اما من و تیمم نزدیک به یک ساعت با بزرگان خانواده صحبت کردیم. با استناد به آموزههای اسلامی و شواهد طبی، اهمیت واکسین را توضیح دادیم. در نهایت، وقتی پدر قانع شد و طفل را برای واکسین آورد، احساس کردم یک نبرد را بردهام.»
او تأکید میکند که در چنین شرایطی، «زبان نرم، حوصله و احترام متقابل» قویترین ابزارها هستند.
پس از تطبیق واکسین، انگشت طفل نشانهگذاری میشود.© افغانستان عاری از پولیو / ۱۴۰۵
گامهایی بهسوی موفقیت؛ تغییر دیدگاه مردم
تلاشهای دوامدار سالهای گذشته اکنون نتیجه داده است. حمید با رضایت میگوید که سطح اعتماد مردم نسبت به گذشته چند برابر افزایش یافته است.
امروزه در قریههای دولتشاه، پدران و مادران خودشان جویای تیمهای واکسین میشوند.
این تغییر، حاصل تلاش هزاران فردی است که مانند حمید برای ایجاد اعتماد در جامعه کار کردهاند.
برای حمید، بزرگترین پاداش، همان رنگ مارکری است که در پایان کمپاین بر انگشتان اطفال باقی میماند.
او میگوید: «وقتی در پایان روز میبینم همه اطفال واکسین شدهاند و از خطر فلج در امان هستند، تمام خستگیام از بین میرود. این بزرگترین خوشی من است.»
امیدی برای آینده
حمید هنوز جوان است و میخواهد به کارش ادامه دهد تا روزی که افغانستان دیگر در شمار کشورهایی نباشد که پولیو در آن وجود دارد.
او باور دارد که اگر هر عضو جامعه مسئولیت خود را ادا کند، سایه این مرض برای همیشه از سر اطفال افغان دور خواهد شد.
او در حالی که به مسیرش ادامه میدهد، سخنانش را چنین به پایان میرساند: «اطفال ما حق دارند روی پای خود ایستاد شوند، به مکتب بروند و در ساختن آینده کشور سهم بگیرند. من اینجا هستم تا از این حق دفاع کنم. پولیو شکست خواهد خورد، چون اراده ما در این راه قوی است.»

