یک صحنه، یک تصمیم

ناتوانی یک طفل مبتلا به فلج ناشی از پولیو مسیر زندگی مرا تغییر داد. همان روز تصمیم گرفتم برای آیندهای مصئون اطفال جامعهام، بهعنوان رضاکار در برنامه محو پولیو کار کنم.
پکتیا، افغانستان (۹ سرطان ۱۴۰۵) – چند سال پیش، در یکی از کوچههای قریهام طفلی پنجساله به نام عمر را دیدم. او در مقابل خانهاش نشسته بود. اطفال دیگر قریه مصروف بازی بودند، اما عمر تنها به آنان نگاه میکرد.
او میخواست مانند آنان بدود و بازی کند، اما نمیتوانست؛ زیرا مرض پولیو حرکت پاهایش را گرفته بود.
آن صحنه دردناک هنوز در خاطرم است. او ظاهراً چیزی نمیگفت، اما سکوتش بسیار حرفها داشت. آن روز من فقط یک طفل فلجشده را ندیدم، بلکه خانوادهای را دیدم که زندگیشان به دلیل مرضی تغییر کرده بود که جوگیری از آن با چند قطره واکسین ممکن بود.
همان صحنه بود که مسیر زندگی مرا تغییر داد.
من باشنده ولسوالی جانیخیل ولایت پکتیا، از قریههای اورگور و هیلی هستم. تا صنف چهاردهم درس خواندهام و از پنج سال به اینسو بهعنوان رضاکار در برنامه محو پولیو کار میکنم.
گاهی مردم از من میپرسند چرا این راه را انتخاب کردی؟
پاسخم همیشه یکی است: اگر یک طفل به پولیو مبتلا و فلج شود، تنها خودش نه، بلکه تمام خانوادهاش با مشکلات روبهرو میشوند. من زندگی اطفالی را از نزدیک دیدهام که به دلیل پولیو مانند سایر اطفال نمیتوانستند بدوند، بهراحتی به مکتب بروند یا شادیهای طفولیت را تجربه کنند.
همان زمان با خود گفتم اگر برای جلوگیری از چنین سرنوشتی برای یک طفل کاری از دستم برمیآید، باید انجام دهم.
دریافتم که بسیاری از امراض درمان دارند، اما پولیو مرضی است که اگر طفل به آن مبتلا و فلج شود، دوباره بهبود نمییابد. مؤثرترین راه حفاظت از اطفال، جلوگیری از مرض است و جلوگیری از پولیو تنها از طریق واکسین ممکن است.
با همین باور به برنامه محو پولیو بهعنوان رضاکار پیوستم.
خدمت به اطفال جامعهاش برای هدایتالله تنها یک وظیفه نیست، بلکه یک مسئولیت انسانی است.
© افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۵ هـ ش
ایجاد اعتماد، به اندازه واکسین مهم است
در روزهای کمپاین، صبح زود به محلهای تطبیق واکسین پولیو میروم و همراه با همکارانم کار را آغاز میکنم. علاوه بر واکسین اطفال، در صورت نیاز با خانوادهها صحبت میکنم، آنان را به واکسین تشویق میکنم، به پرسشها و نگرانیهایشان پاسخ میدهم و تلاش میکنم اعتمادشان نسبت به واکسین پولیو را بیشتر کنم.
در مناطق دوردست، برخی خانوادهها هنوز پرسشهایی درباره واکسین دارند. من تلاش میکنم نخست به حرفهایشان گوش بدهم.
وقتی مردم احساس کنند کسی واقعاً نگرانیهایشان را میشنود، اعتماد نیز بهتدریج شکل میگیرد.
سپس با آرامش برایشان توضیح میدهم که واکسین پولیو مصئون است و میتواند اطفالشان را از معلولیت دایمی محافظت کند.
بسیاری اوقات، همان پدر یا مادری که در آغاز نگران است، در پایان گفتگو با اطمینان طفل خود را واکسین میکند. همان لحظات برای من بزرگترین پاداش این کار است.
لحظاتی که خستگی را از بین میبرد
وقتی یک خانواده با اطمینان طفل خود را واکسین میکند، احساس میکنم تلاشهای ما بینتیجه نبوده است.
برای من این فقط دادن چند قطره واکسین نیست؛ بلکه تلاشی برای تضمین آینده سالم یک طفل و تقویت امید و اطمینان یک خانواده است.
همین باور به من نیرو میدهد تا در هر کمپاین با همان عشق و تعهد به کارم ادامه دهم.
من باور دارم که محو نمودن پولیو تنها مسئولیت کارمندان صحی نیست. وقتی رهبران جامعه، علما، رضاکاران و خانوادهها با هم کار کنند، اطفال بیشتری مصئون میمانند و ما یک گام دیگر به آیندهای عاری از پولیو نزدیک میشویم.
افغانستان هنوز از جمله کشورهایی است که ویروس پولیو بهطور کامل در آن محو نشده است. به همین دلیل، هر کمپاین پولیو اهمیت خاص دارد، بهخصوص در مناطق دوردستی که دسترسی به خدمات صحی محدود است.
به نظر من، موفقیت این مبارزه تنها به رساندن واکسین وابسته نیست؛ اعتماد خانوادهها، همکاری جامعه و احساس مشترک برای آیندهای سالم برای هر طفل نیز نقش مهمی دارد.
هدایتالله در هر کمپاین تلاش میکند هیچ طفلی از واکسین پولیو محروم نماند.
© افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۵ هـ ش
امیدی که هر روز با من است
در پس این سفر، حمایت خانوادهام نیز نقش مهمی دارد. آنان همیشه به من میگویند که حفاظت از صحت اطفال، خدمت به جامعه است. همین حمایت به من نیرو میدهد تا به تلاشهایم ادامه دهم.
هر بار که در پایان کمپاین آخرین طفل نیز واکسین دریافت میکند، چهره عمر در ذهنم زنده میشود.
با خود فکر میکنم اگر عمر نیز بهموقع واکسین دریافت کرده بود، شاید امروز در همان کوچه همراه دیگر اطفال میدوید و بازی میکرد.
همین فکر هر روز مسئولیت تازهای را در ذهنم زنده میکند.
من امیدوارم روزی برسد که هیچ طفلی مانند عمر تنها تماشاگر بازی دیگر اطفال نباشد. همه اطفال حق دارند آیندهای سالم، فعال و امیدوار داشته باشند.
تا آن روز به کارم ادامه میدهم، زیرا باور دارم واکسین تنها از مرض جلوگیری نمیکند؛ بلکه از دویدنها، بازیها، رویاها و امیدهای یک طفل و یک خانواده محافظت میکند.

