تعهد یک جوان برای آیندهای مصئون اطفال

در هر جامعه افرادی وجود دارند که تعهد خود را برای آیندهای مصئون اطفال به عمل تبدیل میکنند. حمیدرضا بهادری یکی از همین افراد است.
لغمان، افغانستان (۲۴ جوزا ۱۴۰۵) – در دره فرجغان ولایت لغمان، هنوز سکوت صبح شکسته نشده است که حمیدرضا بهادری آخرین آمادگی تیمهای کمپاین واکسین پولیو را بررسی میکند. او با تیمها در تماس است، مسیرهای رفتوآمد و پلانهای روز را دوباره مرور میکند و اطمینان حاصل میکند که هر تیم به سوی ساحات تعیینشده خود در حرکت است.
برای او بزرگترین دستاورد این است که تا پایان روز هیچ طفلی از واکسین پولیو محروم نماند.
داستان این صحنه تنها مربوط به امروز نیست، بلکه چند سال پیش آغاز میشود؛ زمانی که حمیدرضا برای نخستین بار بهعنوان یک رضاکار به کمپاینهای واکسین پولیو پیوست.
در آن زمان وظیفه او این بود که خانهبهخانه برود و واکسین ضد پولیو را به اطفال برساند.
مواجهه با نگرانیهای خانوادهها، مشاهده نزدیک خطر مرض پولیو و شاهد بودن تأثیر واکسین، تجربههایی بودند که رضاکاری حمیدرضا را به یک تعهد دوامدار تبدیل کردند.
اکنون حمیدرضا ۳۱ ساله که تحصیلات لیسانس دارد، از سه سال به اینسو بهعنوان هماهنگکننده (کوردیناتور) برنامه پولیو کار میکند. هرچند فرصتهای کاری دیگری نیز داشت، اما او تصمیم گرفت انرژی و وقت خود را وقف حفاظت از صحت اطفال کند.
او میگوید: «زمانی که دیدم پولیو هنوز زندگی اطفال ما را تهدید میکند، تصمیم گرفتم بخشی از مبارزه با این بیماری باشم.»
مسئولیت او بهعنوان هماهنگکننده تنها تنظیم تیمهای واکسیناتور نیست. او روند کمپاینها را نظارت میکند، مشکلات تیمهای ساحوی را حل میکند و با خانوادهها، علمای دینی و بزرگان جامعه همکاری مینماید تا واکسین به هر طفل برسد.
حمیدرضا بهادری در دره فرجغان ولایت لغمان برای یک طفل واکسین ضد پولیو تطبیق میکند.
© افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۵ هـ ش
حمیدرضا باور دارد که مهمترین ابزار برای جلوگیری از پولیو، اعتماد مردم است.
«زمانی که یک خانواده نگرانی داشته باشد، نخست به صحبتهای آنان گوش میدهیم. مردم میخواهند مطمئن شوند که نگرانیهایشان در مورد صحت طفل جدی گرفته میشود. وقتی به پرسشهای آنان با احترام پاسخ داده شود، اعتماد نیز ایجاد میگردد.»
در لغمان کار تیمهای واکسین همیشه آسان نیست. در کنار دشواری مناطق کوهستانی و دوردست، برخی خانوادهها هنوز پرسشها و نگرانیهایی درباره واکسین دارند. حمیدرضا میگوید در چنین مواردی همکاری کارمندان صحی در کنار علمای دینی و بزرگان محل نقش مهمی در تقویت اعتماد مردم دارد.
او یکی از خاطرات کمپاین را چنین بیان میکند: «یک روز یک خانواده از دادن واکسین به طفلشان خودداری کرد. ما عجله نکردیم. نخست به نگرانیهایشان گوش دادیم و سپس معلومات درباره مرض پولیو و اهمیت واکسین با آنان شریک ساختیم. در پایان گفتگو، خانواده قانع شد و طفلشان را واکسین کرد.»
برای او این تنها واکسین یک طفل نبود؛ بلکه نشانهای بود از اینکه اعتمادسازی اساس هر کمپاین موفق است.
حمیدرضا میگوید روزهای طولانی کمپاین و سفرهای دوامدار گاهی بر زندگی شخصیاش نیز تأثیر میگذارد، اما حمایت خانوادهاش همواره انگیزه بیشتری برای ادامه کار به او میدهد.
«خانوادهام به این افتخار میکند که من برای حفاظت از اطفال کار میکنم. همین حمایت به من نیرو میدهد تا به تلاشهایم ادامه دهم.»
حمیدرضا بهادری پلان روزانه و ساحات پوشش تیمهای کمپاین واکسین پولیو را در دره فرجغان ولایت لغمان بررسی میکند.
© افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۵ هـ ش
با گذشت سالها، حمیدرضا تغییر را در رفتار مردم منطقهاش مشاهده میکند. به گفته او، در مقایسه با گذشته اکنون خانوادههای بیشتری اهمیت واکسین پولیو را درک کرده و با تیمهای صحی همکاری میکنند.
برای او، زیباترین تصویر این تغییر، لحظهای است که یک طفل واکسین ضد پولیو دریافت میکند.
«زمانی که میبینم یک طفل واکسین میشود و از مرض پولیو محافظت میگردد، احساس میکنم تمام تلاشهای ما ارزشمند بوده است.»
او از همه والدین میخواهد تصمیمهای مربوط به صحت فرزندانشان را بر اساس معلومات درست اتخاذ کنند.
«پولیو یک مرض جدی است، اما قابل جلوگیری است. اگر درباره واکسین پرسشی دارید، از کارمندان صحی بپرسید. چند قطره واکسین میتواند آینده طفل شما را مصئون سازد.»
در پایان روز، زمانی که تیمهای واکسین از قریههای دوردست بازمیگردند، حمیدرضا برای روز بعد کمپاین برنامهریزی میکند.
او باور دارد تا زمانی که حتی یک طفل نیز در معرض خطر پولیو باشد، کار او پایان نیافته است. آرزوی او این است که روزی افغانستان آیندهای داشته باشد که در آن هر طفل بدون ترس از پولیو بزرگ شود.

