زندگی با معلولیت؛ داستان رحمتالله مجروح، مرد ۴۴ ساله

رحمتالله مرجانخیل
غزنی، افغانستان (۴ سنبله ۱۴۰۳) – رحمتالله که به مجروح مشهور است، مردی ۴۴ ساله از قریه گاومیشک در ولسوالی قرهباغ ولایت غزنی است. او در طفولیت به مرض پولیو مبتلا شده و از آن زمان توانایی راه رفتن با پاهایش را از دست داده است.
هرچند که رحمتالله به دلیل معلولیت ناشی از مرض پولیو در شرایط سختی زندگی میکند، اما با این حال بین قریه خود و شهر غزنی، که حدود ۶۰ کیلومتر فاصله دارند، تکسی میراند و هر روز مسافران را از یک جای به جای دیګر میرسانند.
مجروح داستان زندگی سخت خود را روایت کرده و میگوید: «چهل سال پیش که در کشور جنگ بود، رضاکاران واکسین پولیو نمیتوانستند با اطمینان به منطقه بیایند، یا شاید واکسین اصلاً وجود نداشت، من از واکسین محروم شدم و به همین دلیل به بیماری پولیو مبتلا شدم.»
او که به دلیل همین بیماری نیمه بدنش فلج شده، متأهل و پدر شش فرزند است. وی با لحن غمگین گفت: «کسی حاضر نمیشد به من دختر یا خواهرش را بدهد، میگفتند که معلول است، خودش را نمیتواند نگه دارد، چطور میتواند زنش را نگه دارد، اما با تلاشهای پدرم توانستم ازدواج کنم.»
رحمتالله که به مجروح مشهور است، مردی ۴۴ ساله از قریه گاومیشک در ولسوالی قرهباغ ولایت غزنی است. او در طفولیت به مرض پولیو مبتلا شده و از آن زمان توانایی راه رفتن با پاهایش را از دست داده است © افغانستان عاری از پولیو/ ۱۴۰۳/ رحمت الله مرجانخیل
مجروح میافزاید: «هر دو پای من تحت تأثیر مرض پولیو قرار گرفتهاند. اکنون سنم به ۴۴ سال میرسد، اما متأسفانه خیلی از معلولیت رنج میبرم، کاش من هم مثل دیگران سالم بودم تا میتوانستم به خانواده و جامعهام به درستی خدمت کنم.»
مجروح که با وجود معلولیت، کمی تحصیل نیز کرده است، میگوید: «برادر کوچکترم مرا هر صبح وقت در یک کراچی دستی میگذاشت و سه کیلومتر دورتر به مکتب قریه میبرد. این برای خانواده ما سخت بود، اما من تا صنف هفتم درس خواندم.»
بر همین اساس، او چند سال پیش در قریه خود معلم یک صنف محلی برای اطفال بود.
او گفت: «وقتی از معلمی کنار رفتم، به رانندگی روی آوردم، اکنون نزدیک به ده سال است که تکسی میرانم، در حالی که پاهایم فلج است، کلاچ موترم را طوری ساختهام که به جای پا با دست کار کند.»
مجروح با در نظر گرفتن وضعیت خود از رفتار مردم راضی است و میگوید، هر زمان که برای یک یا دو روز به ایستگاه نرود، رانندگان و دکانداران به او زنگ میزنند و احوالش را میگیرند.
اما با این همه، او یک کار بسیار مهم دیگر نیز انجام میدهد و آن آگاهی دادن در مورد خطرات مرض پولیو و فواید واکسین پولیو به مردم است.
مجروح میافزاید: «هر دو پای من تحت تأثیر مرض پولیو قرار گرفتهاند. اکنون سنم به ۴۴ سال میرسد، اما متأسفانه خیلی از معلولیت رنج میبرم، کاش من هم مثل دیگران سالم بودم تا میتوانستم به خانواده و جامعهام به درستی خدمت کنم.» © افغانستان عاری از پولیو/ ۱۴۰۳/ رحمت الله مرجانخیل
او میگوید: «هر جا که با مردم روبهرو میشوم، داستان زندگی خود را برایشان تعریف میکنم و به آنها میگویم که چون در طفولیت واکسین نشدهام، به مرض پولیو مبتلا و در نتیجه معلول شدهام. به این طریق آنها را از خطرات مرض پولیو آگاه میکنم و به آنها میگویم که حتماً اطفالشان را واکسین کنند.»
مجروح از تمام خانوادهها میخواهد که به اطفال خود تا سن پنج سالگی به طور منظم واکسین پولیو بدهند تا از این مرض ویرانگر نجات یابند و مثل او معلول نشوند.
برادر بزرگتر مجروح، محمد صدیق میگوید: «اگر برادرم معلول نمیبود، مطمئنم که در درس خواندن به جایی میرسید و میتوانست به کشورش خدمت کند، اما متأسفانه مرض پولیو آرزوهای او را نابود کرد.»
او میگوید: «هر جا که با مردم روبهرو میشوم، داستان زندگی خود را برایشان تعریف میکنم و به آنها میگویم که چون در طفولیت واکسین نشدهام، به مرض پولیو مبتلا و در نتیجه معلول شدهام. به این طریق آنها را از خطرات مرض پولیو آگاه میکنم و به آنها میگویم که حتماً اطفالشان را واکسین کنند.» © افغانستان عاری از پولیو/ ۱۴۰۳/ رحمت الله مرجانخیل
عالمان دینی نیز واکسین کردن اطفال علیه مرض پولیو را ضروری میدانند. در این باره، یک عالم دینی به نام مولوی ظهور احمد میگوید: «در حالی که میدانیم پولیو یک بیماری کشنده و فلجکننده است که درمان ندارد، اما با تطبیق واکسین میتوان از آن جلوگیری کرد، اما اگر باز هم کسی در این باره سهلانگاری کند، این بدان معناست که فرزندان خود را به چاه هلاکت میاندازد.»
او میگوید که واکسیناسیون یا واکسین کردن، محفوظ و حلال است و این وظیفه هر فرد جامعه است که برای حفاظت از فرزندان خود در برابر مرض پولیو، آنها را به طور مداوم واکسین کنند.
در افغانستان، هزاران تن مثل رحمتالله وجود دارند که در طفولیت واکسین پولیو به آنها داده نشده و اکنون از معلولیت رنج میبرند.

