• English
  • پښتو
Polio Free Afghanistan
  • Menu Canvas
    • دری
      • English
      • پښتو
    • Home
      • About Polio Vaccine
      • Global Polio Situation
      • History of Polio
    • Polio Afghanistan
      • Program Structure
      • Polio Eradication Strategy
      • Communication
      • Surveillance
      • Case Studies on East
    • Resources
      • Key Publications
      • Guidelines and SOPs
      • Faqs
    • Polio Updates
      • Monthly Snapshot
    • Media
      • Gallery
      • Video Gallery
      • Press Releases
    • Contact
  • English
  • پښتو
Polio Free Afghanistan
  • درباره پولیو
    • واکسین پولیو
    • تاریخچه پولیو
    • وضعیت جهانی پولیو
  • پولیو در افغانستان
    • ساختار برنامه
    • استراتیژی محو پولیو
    • ارتباطات
    • نظارت
    • مطالعه واقعه
  • منابع
    • روش های عملیاتی معیاری
    • انتشارات کلیدی
    • سوالات متداول
  • معلومات جدید پولیو
    • داستان های ساحه
    • واقعات پولیو
    • عکس ماهانه
    • انتشارات کلیدی
  • رسانه ها
    • اعلامیه های مطبوعاتی
    • ګالری عکس
    • گالری ویدیو
  • مرکز تماس
  • تماس با ما

بهای سنگین غفلت والدین؛ محمد عثمان قربانی پولیو

Homepage داستان های ساحه بهای سنگین غفلت والدین؛ محمد عثمان قربانی پولیو

بهای سنگین غفلت والدین؛ محمد عثمان قربانی پولیو

PolioFreeAfghanistan
دسمبر 18, 2024
داستان های ساحه

هرات، افغانستان (۲۸ قوس ۱۴۰۳) – در گوشه‌ای از خانه‌ای ساده در ناحیه هفتم شهر هرات، محمد عثمان، طفل یازده‌ساله، کنار پدرش نشسته و به پاهای بی‌حرکتش خیره شده است.

دست‌های کوچک و لرزانش را روی پاهای فلجش می‌کشد، گویی می‌خواهد از آن‌ها پاسخی بگیرد که چرا دیگر حرکت نمی‌کنند.

وی، که در سه‌سالگی به دام ویروس پولیو افتاد، اکنون برای جابه‌جایی نیازمند کمک پدر یا برادرانش است.

 

آغاز یک تراژدی

محمد عثمان درست زمانی که تازه قدم‌زدن را آغاز کرده بود، اسیر ویروس پولیو شد. این ویروس نه‌تنها قدرت حرکت، بلکه آرزوهای او را نیز نابود کرده است.

محمد عثمان با چشمانی پر از حسرت می‌گوید: «وقتی اطفال هم‌سن خودم را می‌بینم که کیف‌هایشان را به دوش گرفته و به مکتب می‌روند یا در کوچه فوتبال بازی می‌کنند، قلبم می‌شکند. کاش هیچ‌وقت فلج نمی‌شدم و می‌توانستم مثل آن‌ها بدوم و بازی کنم.»

این حسرت در چهره معصوم او موج می‌زند، حسرتی که با ناتوانی و وابستگی به دیگران ترکیب شده است.

او ادامه می‌دهد: «احساس ضعف و ناتوانی می‌کنم. حتی برای رفتن به تشناب نیاز به کمک دارم. این فکر که تمام عمرم محتاج دیگران خواهم بود، عذابم می‌دهد.»

 

غفلت جبران‌ناپذیر

داستان محمد عثمان، علاوه بر قربانی‌کردن یک طفل، درسی تلخ برای والدینش است.

عبدالسمیع، پدر محمد عثمان، که یک کارگر ساده است، با اندوه اعتراف می‌کند که در واکسین‌کردن فرزندش کوتاهی کرده است.

او می‌گوید: «وقتی واکسیناتورها به دروازه خانه آمدند، ما به مهمانی در ولسوالی رفته بودیم. در دور بعدی، محمد عثمان مریض بود و گفتم واکسین نکنید تا حالش بدتر نشود. بار دیگر هم وقتی واکسیناتورها آمدند، پسرم خواب بود و نخواستم بیدارش کنم. هر بار یک بهانه و حالا بهای آن را می‌بینم.»

عبدالسمیع می‌گوید که هر بار رنج فرزندش را می‌بیند، احساس گناه و عذاب وجدان، وجودش را می‌سوزاند.

او ادامه می‌دهد: «پسرم راه می‌رفت و سالم بود. اما یک شب تب شدید کرد و دیگر نتوانست قدم بردارد. وقتی نزد داکتر بردیم، معلوم شد که فلج شده است. حالا هر شب او را در بغل می‌گیرم تا به تشناب ببرم و روزها او را از خانه بیرون می‌برم تا تنها نماند و منزوی نشود.»

 

محمد عثمان درست زمانی که تازه قدم‌زدن را آغاز کرده بود، اسیر ویروس پولیو شد. این ویروس نه‌تنها قدرت حرکت، بلکه آرزوهای او را نیز نابود کرده است. © افغانستان عاری از پولیو /۱۴۰۳/ مرضیه فروتن

 

درسی برای دیگران

غفلت عبدالسمیع، تجربه تلخی است که حالا او تلاش می‌کند دیگر فرزندانش به آن دچار نشوند.

او چهار فرزند دیگرش را به‌طور منظم واکسین کرده است تا مطمئن شود هیچ‌کدام از آن‌ها به سرنوشت محمد عثمان دچار نشوند.

او می‌گوید: «هر بار که به چهره پسرم نگاه می‌کنم، حس می‌کنم که بهای غفلت من را یک طفل بی‌گناه پرداخت کرده است. حالا از همه می‌خواهم که واکسین‌کردن فرزندانشان را جدی بگیرند. این مرض قابل جلو‌گیری است و هیچ‌کس نباید مانند پسرم رنج بکشد.»

 

پیام امید و آگاهی

محمد عثمان در کنار رنج و حسرت‌هایش، یک پیام روشن برای خانواده‌ها دارد: «من فقط یک آرزو دارم. اینکه هیچ طفل مثل من نشود. از همه پدر و مادرها می‌خواهم که فرزندانشان را واکسین کنند. من دیگر نمی‌توانم بازی کنم یا به مکتب بروم، اما شاید بتوانم زندگی اطفال دیگر را نجات بدهم.»

داستان محمد عثمان، داستان حسرت‌ها و از دست‌رفته‌هاست. اما بیش از همه، داستان آگاهی و امید است؛ امید به اینکه با واکسیناسیون، هیچ طفلی از دویدن، بازی‌کردن، و ساختن آینده محروم نشود.

مرضیه فروتن، افغانستان عاری از پولیو

موضوع قبل
تلاش‌ یک واکسیناتور برای محافظت اطفال در برابر پولیو
موضوع بعدی
روایت یک صبح خزان در تخار: واکسیناسیون، امید به زندگی

مطالب مرتبط

خاطره‌ای که به تعهدی برای حفاظت از اطفال تبدیل شد

تجربه فلج شدن یک طفل، نصیب‌الله حسین‌خیل را تشویق کرد...

از نخستین گام‌ها تا مسئولیتی بزرگ؛ تلاش‌های جنت‌گل برای حفاظت از اطفال

جنت‌گل احساس مبارزه در برابر پولیو را به‌عنوان یک رضاکار...

  • خاطره‌ای که به تعهدی برای حفاظت از اطفال تبدیل شدمی 31, 2026
  • از نخستین گام‌ها تا مسئولیتی بزرگ؛ تلاش‌های جنت‌گل برای حفاظت از اطفالمی 25, 2026
  • دومین کمپاین فرعی ملی واکسین پولیو سال جاری آغاز گردیدمی 17, 2026
  • چهار دهه تعهد: سفر محی‌الدین برای حفاظت از اطفال که همچنان ادامه داردمی 16, 2026
  • هر راه طولانی، برای یک طفلمی 10, 2026
  • گام‌های امید بر راه‌های دشوار؛ مبارزه با پولیو در پچیراگاماپریل 30, 2026
  • سفر دوازده‌ساله نجات زندگی؛ روایت تلاش‌های فیض‌الله فیضیاپریل 25, 2026
  • مبارزه با پولیو در دره‌های دولت‌شاه؛ تلاش‌های ۱۳ ساله حمیداپریل 15, 2026
  • نخستین کمپاین ملی واکسین پولیو سال جاری آغاز گردیداپریل 12, 2026
  • جلوگیری از پولیو در پنجشیر؛ تلاش‌های دوامدار سونم و همکارانشاپریل 10, 2026
Copyright ©2020 Polio Free Afghanistan. All Rights Reserved
  • Private Policies
  • Terms & Conditions
SearchPostsLogin
سه شنبه, 25, اِپریل
اولین کمپین واکسیناسیون فلج اطفال برای سال 2022 در حال انجام است
یکشنبه, 31, می
خاطره‌ای که به تعهدی برای حفاظت از اطفال تبدیل شد
دوشنبه, 25, می
از نخستین گام‌ها تا مسئولیتی بزرگ؛ تلاش‌های جنت‌گل برای حفاظت از اطفال
یکشنبه, 17, می
دومین کمپاین فرعی ملی واکسین پولیو سال جاری آغاز گردید
شنبه, 16, می
چهار دهه تعهد: سفر محی‌الدین برای حفاظت از اطفال که همچنان ادامه دارد
یکشنبه, 10, می
هر راه طولانی، برای یک طفل
پنجشنبه, 30, اِپریل
گام‌های امید بر راه‌های دشوار؛ مبارزه با پولیو در پچیراگام

Welcome back,