«پولیو بدنم را محدود ساخت، اما امیدهایم هنوز زنده است»؛ داستان محمد سلیم

محمد سلیم چهار ساله بود که مرض پولیو زندگیاش را برای همیشه تغییر داد. اکنون، ۳۶ سال بعد، او داستان زندگی خود را با این امید روایت میکند که هیچ طفلی سرنوشت او را تجربه نکند و همه اطفال با برکت واکسین پولیو از این مرض در امان بمانند.
کابل، افغانستان (۱۸ جوزا ۱۴۰۵) – در یکی از کوچههای آرام شهر کابل، محمد سلیم چرخهای ویلچر خود را بهآرامی به حرکت درمیآورد. چند متر پیش میرود، اندکی مکث میکند، نفسی میکشد و دوباره به راهش ادامه میدهد. این مسیر کوتاه برای بسیاری از مردم عادی به نظر میرسد، اما برای محمد سلیم ۳۶ ساله، روایتگر روزی دیگر از صبر، تلاش و مبارزهای خستگیناپذیر است.
مبارزهای که بیش از سه دهه پیش آغاز شد؛ زمانی که او تنها چهار سال داشت و مرض پولیو زندگیاش را برای همیشه دگرگون کرد.
محمد سلیم یکی از هزاران انسانی است که مرض پولیو مسیر زندگیشان را تغییر داده است. او هنوز هم با پیامدهای مرضی زندگی میکند که تنها با چند قطره واکسین قابل پیشگیری بود.
او با نقل خاطراتی که از خانوادهاش شنیده است، میگوید: «در اثر این مرض، هر دو دست و پایم آسیب دید. بهتدریج توانایی حرکت را از دست دادم و کارهایی که برای سایر اطفال عادی بود، برای من به یک چالش بزرگ تبدیل شد.»
در آن زمان، کابل روزهای دشوار جنگ و بیثباتی را سپری میکرد. خانواده محمد سلیم نیز مانند هر خانواده دیگری، آیندهای سرشار از امید برای فرزندشان تصور میکردند، اما پولیو آن آینده را دگرگون ساخت.
طفولیت که از پشت پنجره سپری شد
عمیقترین خاطرات محمد سلیم به سالهای طفولیت اش بازمیگردد.
او هنوز هم به یاد دارد که هر عصر پشت پنجره خانه مینشست و اطفال کوچه را تماشا میکرد؛ اطفالی که میدویدند، بازی میکردند، میخندیدند و از روزهای شیرین طفولیت لذت میبردند.
اما محمد سلیم تنها نظارهگر بود.
او با لحنی آرام میگوید: «هر وقت اطفال دیگر را در حال بازی و دویدن میدیدم، آرزو میکردم که من هم همراه آنان باشم، اما نمیتوانستم. این احساس بسیار سخت بود، با این حال تلاش میکردم امید و صبرم را از دست ندهم.»
او میگوید درد اصلی پولیو تنها ضعف جسمی نبود، بلکه این بود که دلش میخواست مانند دیگر اطفال زندگی کند، اما بدنش با او همراهی نمیکرد.
محمد سلیم که در طفولیت بر اثر مرض پولیو فلج شده است، میگوید چند قطره واکسین میتواند اطفال دیگر را از سرنوشتی که او با آن روبهرو شده، نجات دهد.
© افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۵ هـ ش
پولیو بدنش را محدود کرد، اما ارادهاش را نه
با وجود محدودیتهای جسمی، محمد سلیم تصمیم گرفت از ادامه آموزش دست نکشد.
او تا صنف دوازدهم درس خواند و باور دارد که پولیو تنها توانایی حرکت او را محدود کرد، نه قدرت اندیشیدن، آموختن و امید داشتن را.
او میگوید: «پولیو بدنم را محدود کرد، اما نتوانست مانع یادگیری و اندیشیدن من شود.»
همین باور، به او توان داد تا در برابر دشواریهای زندگی ایستادگی کند.
مبارزه روزانه با زندگی
امروز محمد سلیم همراه خانوادهاش زندگی میکند. پس از درگذشت پدر و مادرش، برادران و خواهرانش بزرگترین تکیهگاه او بودهاند. بسیاری از کارهای روزمرهاش را با کمک آنان انجام میدهد، اما آرزو دارد روزی بتواند بدون نیاز به کمک دیگران زندگی کند.
او میگوید: «میخواهم کار کنم و مسئولیت زندگی خود را شخصاً به عهده بگیرم، نه اینکه همیشه به کمک دیگران وابسته باشم.»
او باور دارد که معلولیت پایان تواناییها نیست.
«اگر فرصتهای مناسب فراهم شود، افراد دارای معلولیت نیز میتوانند اعضای فعال جامعه باشند و در پیشرفت کشور سهم بگیرند.»
به همین دلیل، او از نهادهای مسئول و جامعه میخواهد که به تواناییهای افراد دارای معلولیت توجه کنند و زمینه کار و آموزش را برای آنان فراهم سازند.
محمد سلیم میگوید بزرگترین آرزویش این است که هیچ طفلی مانند او تا پایان عمر با محدودیتهای جسمی ناشی از پولیو روبهرو نشود.
© افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۵
مرضی که قابل پیشگیری است
زندگی محمد سلیم نمونهای زنده از خطرات مرض پولیو است.
پولیو یک مرض ویروسی ساری است که دستگاه عصبی اطفال را آسیب میرساند و میتواند سبب فلج دائمی شود. برای این مرض درمانی وجود ندارد، اما واکسین پولیو مؤثرترین و مطمئنترین راه محافظت از اطفال در برابر آن است.
افغانستان هنوز هم یکی از معدود کشورهای جهان است که ویروس پولیو در آن وجود دارد. برنامه محو پولیو افغانستان با همکاری شرکای بینالمللی خود تلاش میکند تا واکسین پولیو را به هر طفل برساند.
هزاران کارمند صحی و داوطلب در شهرها، روستاها و مناطق دوردست هر روز تلاش میکنند تا هیچ طفلی قربانی مرضی نشود که به آسانی قابل پیشگیری است.
هیچ طفلی نباید سرنوشت مرا تجربه کند
محمد سلیم میگوید بزرگترین آرزوی زندگیاش این نیست که گذشته را دوباره به دست آورد، زیرا این کار ممکن نیست؛ بلکه میخواهد داستان زندگی او آینده اطفال دیگر را تغییر دهد.
او خطاب به والدین میگوید: «نمیخواهم هیچ طفل دیگری دشواریهایی را که من تجربه کردهام، تجربه کند. از همه خانوادهها میخواهم اطفال خود را در برابر پولیو واکسین کنند، زیرا همین چند قطره میتواند آینده آنان را محفوظ سازد.»
محمد سلیم نمیتواند طفولیت ازدسترفته خود را بازگرداند، اما امیدوار است داستان زندگیاش این پیام را به خانوادهها برساند که از مرض پولیو میتوان پیشگیری کرد.
او در پایان سخنانش با اطمینان میگوید: «پولیو بدنم را محدود کرد، اما نتوانست اندیشه، اراده و امیدهایم را محدود سازد.»
زندگی محمد سلیم یادآور این حقیقت است که یک تصمیم ساده برای واکسین کردن طفل میتواند او را از فلج مادامالعمر و دشواریهای فراوان نجات دهد و فرصت داشتن آیندهای سالم و روشن را برایش فراهم سازد.

