یک درد، یک هدف: چگونه رنج برادر، یک جوان را به مبارزه با پولیو واداشت

ننگرهار، افغانستان (۱۰ جوزا ۱۴۰۴) – احسانالله، باشنده ۳۵ ساله قریه زاوه ولسوالی خوگیانی ولایت ننگرهار، نخستین روز کمپاین واکسین پولیو را مثل همیشه با تعهدی تازه آغاز میکند. او مصمم است که واکسین پولیو را به تمام اطفال ساحه مسئولیتش برساند تا حتی یک طفل هم قربانی این مریضی خطرناک نشود.
او صبح زود، همزمان با طلوع آفتاب از خانه بیرون میشود تا همراه با همکارانش بهموقع به محل اجرای کمپاین برسد. احسانالله که تحصیلات نیمهعالی در رشته صحت دارد، از یک دهه پیش تاکنون بهعنوان رضاکار در کمپاینهای واکسین پولیو فعالیت میکند.
او که انگیزهاش را از یک درد خانوادگی گرفته، میگوید: «سالها پیش برادر کوچکم حزبالله مریض شد و تب شدیدی گرفت. در ابتدا پدر و مادرم فکر میکردند تب معمولی است، اما بعد از چند روز او را به شفاخانه بردیم. داکتران گفتند که وی به مریضی پولیو مبتلا شده و این مرض نیمی از بدنش را فلج کرده است و هیچ درمانی ندارد.»
او میافزاید که پس از آن، برادرش هرگز به مکتب نرفت، بازی نکرد و مانند دیگر اطفال، طعم خوشی را نچشید.
این حادثه تأثیر عمیقی بر احسانالله گذاشت – او آن زمان تنها ده سال داشت – و مسیر زندگیاش را تغییر داد. او میگوید که همین درد سبب شد تا در برابر مرض پولیو بایستد و چند سال بعد، زمانی که در منطقهاش کمپاینهای واکسین آغاز شد، او نیز به جمع رضاکاران پیوست و تا امروز این راه را ادامه داده است.
تعهد و مبارزه خستگیناپذیر
احسانالله با وجود شک، مخالفت و حتی برخوردهای نادرست برخی مردم، هرگز کارش را رها نکرده است. او میگوید: «هدف من تنها اجرای کمپاین نیست، بلکه میخواهم اعتماد والدین را جلب کرده و ذهنهایشان را روشن کنم. من رؤیای افغانستانی را در سر دارم که هیچ طفلی در آن قربانی پولیو نشود.»
برای او مسیرهای دشوار، گرما و سرما اهمیت ندارند. وضعیت برادرش برایش درسی شده که از آن الهام گرفته و انگیزه یافته تا با تمام توان علیه پولیو مبارزه کند.
احسانالله همراه با همکارش در جریان کمپاین واکسین پولیو© افغانستان عاری از پولیو / ۱۴۰۴ هـ ش
از بیاعتمادی تا باور
احسانالله در این سفر طولانی مبارزه با پولیو با موانع زیادی روبهرو شده است. او در گذشته ناامنیهایی را تجربه کرده که به دلیل درگیریهای شدید، جانش در خطر بوده، اما اکنون بهبرکت امنیت بهتر، میتواند حتی به اطفال مناطق بسیار دوردست نیز واکسین برساند.
اما بزرگترین مانع، طرز فکر برخی مردم است.
او میگوید: «روزی یک پیرمرد جلویم را گرفت و گفت که به واکسین پولیو باور ندارد و آن را دسیسه دشمن میداند. داستان برادرم را برایش تعریف کردم و گفتم که اگر او در طفولیت واکسین میشد، امروز بار دوش خانواده و جامعه نمیبود.»
به گفته او، هرچند آن مرد در ابتدا باور نمیکرد، اما در نهایت توانستم با دلایل علمی و منطقی قناعتش را حاصل کنم و او حاضر شد اطفالش را واکسین کند.
احسانالله باور دارد که وظیفه هر رضاکاری چون او این است که ذهنیتهای نادرست را تغییر دهد و مردم را آگاه سازد که واکسین یگانه راه نجات اطفال از مرض فلجکننده و مرگبار پولیو است.
امروز، احسانالله بهدلیل تعهد و تلاشهای پیهمش، از نگاه مردم محل، چهرهای الهامبخش در مبارزه با پولیو شمرده میشود.
مولوی سید حبیبالله، امام مسجد منطقه میگوید: «احسانالله جوانی مخلص و فعال است. او پیش از آغاز هر کمپاین واکسین با بزرگان محل نشست میگیرد تا مطمئن شود که هیچ طفلی از واکسین باز نماند.»
نورمحمد، یکی از بزرگان قومی منطقه نیز میگوید که احسانالله و تیمش تلاشهای زیادی در جلوگیری از شیوع پولیو در این منطقه انجام دادهاند و هنوز هم به کارشان ادامه میدهند.
او از مردم میخواهد که برای افغانستانی عاری از پولیو، یکدل و یکصدا در کنار رضاکاران بایستند.
احسانالله پس از دادن واکسین پولیو به یک کودک، انگشت او را علامتگذاری میکند© افغانستان عاری از پولیو / ۱۴۰۴ هـ ش
ادامه مبارزه و امیدها
احسانالله تنها کسی نیست که زندگیاش را وقف محافظت اطفال از مرض پولیو کرده است، بلکه در هر قریه کشور، صدها رضاکار وجود دارند که از روی حس انسانی و مسئولیت اجتماعی، این مبارزه را بهدوش گرفتهاند.
آنان با صداقت کامل، دو قطره واکسین پولیو را به هر طفل میرسانند تا کشورشان را از تهدید فلج اطفال نجات دهند.

