• تماس رایگان: ۱۴۱

معلمی که صنفش را به مرکز آموزش و آگاهی‌دهی درباره پولیو تبدیل کرده است

خانه خاطرات کارمندان پولیو معلمی که صنفش را به مرکز آموزش و آگاهی‌دهی درباره پولیو تبدیل کرده است

معلمی که صنفش را به مرکز آموزش و آگاهی‌دهی درباره پولیو تبدیل کرده است

داستان‌های برتر
عبدالصمد، معلم ۳۷ ساله در ولایت غزنی، در دوران طفولیت به دلیل ابتلا به مرض پولیو، از ناحیه دست راست و پای راست فلج شده است. او با وجود این محدودیت جسمی، هر روز یک ساعت به‌سختی پیاده راه می‌رود تا به اطفال قریه خود درس بدهد. وی در کنار تدریس، شاگردانش را در مورد خطرات پولیو و اهمیت واکسین نیز آگاهی می‌دهد تا آنان این پیام حیاتی را به خانواده‌های خود برسانند.

 

غزنی، افغانستان - هر صبح، در جاده‌های خاکی ولسوالی گیرو ولایت غزنی، صدای گام‌های مردی شنیده می‌شود که هر قدمش بیانگر درد، بردباری و اراده استوار اوست. او عبدالصمد، معلم ۳۷ ساله‌ای است که پولیو سمت راست بدنش را فلج کرده، اما اراده‌اش همچنان استوار و شکست‌ناپذیر باقی مانده است.

عبدالصمد که توانایی راندن بایسکل یا موترسایکل را ندارد و مشکلات اقتصادی نیز به او اجازه نمی‌دهد با موتر رفت‌وآمد کند، هر روز یک ساعت از خانه تا مکتب پیاده راه می‌رود. مقصد او لیسه «شهید اسدالله خادم» در قریه باتور است؛ جایی که نزدیک به یک دهه می‌شود به اطفال این منطقه درس می‌دهد.

وقتی وارد صنف درسی می‌شود، خستگی راه را فراموش می‌کند. هرچند دیوارهای سفید صنف بر اثر باران خاکستری شده‌اند و اطفال روی فرش‌های کهنه نشسته‌اند، اما هنگام درس، امید به آینده در چشمان شاگردان موج می‌زند. عبدالصمد می‌داند که فرش کهنه و دیوارهای خاکستری صنف روزی می‌توانند نو شوند، اما بخشی از بدنش که بر اثر پولیو آسیب دیده است، هرگز به حالت نخست بازنمی‌گردد.

 

بهای سنگین ناآگاهی و محدودیت‌ها

داستان معلولیت عبدالصمد حدود سه‌ونیم دهه پیش، زمانی آغاز شد که او تنها نُه ماه عمر داشت. در آن زمان، دسترسی به خدمات صحی در مناطق روستایی بسیار محدود بود و آگاهی در مورد واکسین تقریباً وجود نداشت.

عبدالصمد به نقل از خانواده‌اش می‌گوید: «تا نُه ماهگی، وجودم سالم بود، اما ناگهان دست راست و پای راستم از حرکت بازماندند. خانواده‌ام فکر می‌کردند که این یک مرض عادی و موقتی است.»

به دلیل نبود معلومات طبی و امکانات صحی، پدر و مادرش به‌جای مراجعه برای تداوی، به زیارت‌های غزنی رفتند. آنان امیدوار بودند که پسرشان از طریق دعا و دم شفا یابد، اما ویروس پولیو کار خود را کرده بود و عبدالصمد را برای همیشه با محدودیت جسمی روبه‌رو ساخته بود.

 

© افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۵ هجری شمسی

معلم عبدالصمد پس از یک ساعت پیاده‌روی به مکتب خود در ولسوالی گیرو ولایت غزنی رسیده است. پولیو سمت راست بدن او را فلج کرده، اما این محدودیت جسمی هرگز مانع تلاش‌های او برای آموزش اطفال و مبارزه با پولیو نشده است.

 

آموزش؛ راه عبور از محدودیت‌ها

با وجود مشکلات شدید اقتصادی خانواده عبدالصمد، اعضای خانواده اجازه ندادند معلولیت جسمی او مانع رشد فکری‌اش شود. او به مکتب رفت، تحصیلات خود را تا دارالمعلمین ادامه داد و سرانجام به‌عنوان معلم، خدمت به جامعه خود را آغاز کرد.

عبدالصمد که اکنون پدر شش طفل است، به معلولیت خود نه به‌عنوان یک مانع، بلکه به‌عنوان انگیزه‌ای برای تلاش بیشتر نگاه می‌کند.

او می‌گوید: «وقتی بر اثر پیاده‌روی طولانی خسته و بی‌انرژی می‌شوم، آینده فرزندان و شاگردانم پیش چشمانم می‌آید. همیشه تلاش می‌کنم تا فرزندانم هرگز احساس نکنند که معلولیت پدرشان مانع پیشرفت و آموزش آنان شده است.»

احترام شاگردان و حمایت اداره مکتب به او نیروی بیشتری می‌بخشد. اگر روزی عبدالصمد به دلیل مشکلات جسمی نتواند به مکتب برسد، اداره مکتب جای او را پر می‌کند تا درس‌های اطفال ناتمام نماند.

 

© افغانستان عاری از پولیو | ۱۴۰۵ هجری شمسی

معلم عبدالصمد در صنف درسی خود ایستاده و به یکی از شاگردانش که از روی کتاب درس می‌خواند، گوش می‌دهد. او در ده سال گذشته در همین صنف ساده به اطفال درس داده و تلاش کرده است تا هیچ طفلی مانند خودش به دلیل پولیو دچار معلولیت جسمی و از آموزش محروم نشود.

 

از صنف درسی تا خانه؛ گسترش آگاهی‌دهی در مورد پولیو

مسؤولیت معلم عبدالصمد تنها به تدریس کتاب‌ها محدود نمی‌شود، بلکه او از صنف درسی خود به‌عنوان مرکزی برای آگاهی‌دهی نیز استفاده می‌کند. وی در کنار درس‌ها، شاگردانش را در مورد خطرات مرض پولیو و اهمیت واکسین معلومات می‌دهد تا آنان نه‌تنها خود آگاه شوند، بلکه این پیام را به خانه‌هایشان ببرند و با مادران و پدران خود شریک سازند.

عبدالصمد که پیامدهای پولیو را شخصاً تجربه کرده است، به‌خوبی می‌داند که اگر طفلی هم فلج شود و هم از آموزش محروم بماند، زندگی‌اش تا چه اندازه دشوار خواهد بود. او می‌گوید:


«اگر در دوران طفولیت واکسین پولیو به من رسیده بود، امروز دست و پایم فلج نمی‌بود و به تمام آرزوهایم می‌رسیدم. نمی‌خواهم هیچ طفل دیگری دردی را تجربه کند که من هر روز تحمل می‌کنم.»


در مناطق روستایی، هنوز هم برخی خانواده‌ها به دلیل شک و باورهای نادرست از واکسین‌کردن اطفال خود خودداری می‌کنند. هنگام تطبیق کمپاین‌های واکسیناسیون، زمانی که کارمندان صحی با چنین خانواده‌هایی روبه‌رو می‌شوند، عبدالصمد بیرون از صنف درسی نیز به کمک آنان می‌شتابد. او با باشندگان محل می‌نشیند، تجربه خود را با آنان شریک می‌سازد و قناعت‌شان می‌دهد تا با دو قطره واکسین، آینده اطفال خود را مصون سازند.

بزرگ‌ترین آرزوی معلم عبدالصمد، محو ‌شدن کامل ویروس پولیو از افغانستان است؛ تا هیچ طفلی به دلیل نرسیدن واکسین، توانایی حرکت، فرصت بازی و فرصت‌های طلایی آموزش را از دست ندهد.